پارسا پارسا ، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 24 روز سن داره
مهرسامهرسا، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 11 روز سن داره

پارسا و مهرسا

روزهای بلند بهاری 2

در ادامه روزهای بلند بهار (نمیشه که همش بریم دنبال کارهای پر دردسر که بعدش یک دست لباس و حمام بخواد) میریم سراغ نقاشی یک کار بی درد سر فقط باید مدام جواب سوال بدی! مهرسا:مامان چی بکشم؟ مامان: جوجو،گل،هاپو،پیشی..... و این سوال هر دو ثانیه پرسیده میشه نمیدونم با چ سرعتی میکشه اینها رو پارسا هم اصلا مگه میشه بدون حرف و صحبت کاری رو انجام بده! این هم یک رنگ آمیزی که توسط پارسا انجام شده ...
20 ارديبهشت 1394

روزهای بلند بهار و...

در روزهای بلند بهار و بعدش هم  تابستان باید دنبال سرگرمی هایی باشیم که هم خلاقیت رو پرورش بده هم جدید باشند حالا هر روز که نمیشه کار جدید کرد اما میشه سر بچه ها رو گرم کرد مثلا با گل سفال که از کلاس پارسال باقی مونده در این بین مهرسا هم خودش رو قاطی پرورش خلاقیت میکنه و دیگه دوربین رو باید کنار گذاشت ! ...
20 ارديبهشت 1394

گاهی مهرسا...

گاهی اوقات صدایی از مهرسا نمیاد و اون مواقع خیلی راحت میشه مهرسا را این جا ها یافت! اما بیشترین موقعی که صدایی از مهرسا نمیاد در این زمان هست هموز هم دخترک خوش خواب هست و با خوابش شوخی نداریم ! وهنوز هم اهنگ خواب مینوازد مثل پارسا هر دویشان از نوزادی وقتی خوابشان میگرفت یک ملودی بسیار دلنشین مینوازند پارسا دیگر نه اما مهرسا همچنان عادتش را دارد ...
29 فروردين 1394

بعضی از روزها

بعضی از روزهای سرد زمستان گذشته را ما اینگونه میگذراندیم هر چند هم که زیاذ سرد نبود اما ما زیاد اهل بیرون رفتن نیستیم و باید یکجور خودمون رو تو خونه سرگرم میکردیم   بچه ابرنگ ندیده تا حالا و اینطوری بهش دقت میکنه و اینطوری وارد عمل میشه با تمام توان قلم مو را فشار میده پسرک عاشق آشپری هست ...
29 فروردين 1394

اتلیه

در روزهای پایانی سال93 با کمک خاله مهربان بچه ها به اتلیه رفتیم که این هم نتیچه کار باز هم از خاله جان بسیار متشکر هستیم   ...
29 فروردين 1394

قشم

  امسال هم بعد از یک هفته که در تهران بودیم به جزیره قشم رفتیم           امسال هم بعد از یک هفته که در تهران بودیم و حسابی خوش گذراندیم پدر جان باید میرفتند سر کار و طبق روال سالهای قبل در ایام نوروز همه با هم رفتیم قشم سر کار امسال هم خیلی خوش گذش پارک محوطه در ویلا در مسیر رستوران در استخر مجموعه کنار دریا جنگلهای حرا و چاهگو و بقیه روزها هم مهرسا و مامان میرفتند خرید و پارسا با بابا میرفتند سر کار و بعدش هم استخر ...
29 فروردين 1394

عیدی

امسال پارسا و مهرسا اهر کدام عیدی ها مجزا داشتند و یک عیدی مشترک به جز وجه نقد پارسا یک تیر و کمان که البته این جایزه ی حفظ هفت تا سوره قران هم بو د مهرسا هم یک کالاسکه و عیدی مشترکشان هم یک لگو بود به جز عیدی های مامان و بابا هر جایی رفتند هم حسابی عیدی گرفتند اما مهرسا انگار براش اینظور جا افتاده بود که مهمانی های این روزها در انتها قسمت عیدی دارند تا میخواستیم بیاییم میگفت " عییدی" پارسا هم بعضی جاها که خجالت نمیکشید قران از حفظ میخوند و جایزه هم میگرفت ...
29 فروردين 1394